جمال رضايى
194
بيرجندنامه ( فارسى )
آب و در جايى كه پس از آن آب براى كشاورزى به « كشمان » مىرفته مىساختهاند يعنى در انتهاى مسير قنات ، از اين نظر واژهء پاياب ( پايوّ payow ) معنى دو جزء سازندهء خود را به درستى حفظ كرده است و نشان مىدهد . در بيرجند آن زمان سه پاياب يا مردهشوىخانه وجود داشت كه دو تا داير و يكى متروك و نيمهويران بود و چنان مىنمود كه يا هرگز از آن استفاده نمىشده و يا مدّتها از متروك شدن آن مىگذرد : 1 - 1 - 8 - پاياب سر آب ميان ده ( پايوّ سر او مين دا payow sor ow meyon de ) : در گوشهء جنوب غربى ميدان « سر آب ميان ده » ( چهار درخت ) دو كوچه بود كه هنوز هم وجود دارند : يكى كوچهء « مدرسهء طلّاب » كه شرقى - غربى بود و ديگرى « كوچهء باغچه » كه شمالى - جنوبى و عمود بر كوچهء طلاب بود . در نبش شمال غربى كوچهء باغچه و جنوب شرقى كوچهء طلّاب پايابى مسقّف وجود داشت كه در آن از روبروى مسجد جامع آن محلّ باز مىشد و آب « قصبه » هنگامى كه به كشمان « ته ده » مىرفت از آن مىگذشت و اختصاص به شستن و غسل دادن مردگان داشت . اين پاياب را بعدا تعطيل و تخريب كردند و در عوض در ابتداى كوچهء باغچه - در ضلع شرقى آن روبروى پاياب قبلى - پاياب جديدى احداث كردند كه مدّتها داير بود و هر وقت آب از آن مىگذشت در آن مرده مىشستند . اين پاياب پس از احداث مردهشوخانهء جديد تعطيل شد و متروك گشت . 2 - 1 - 8 - پاياب پايين شهر / ته ده ( پايوّ تا دا payow ta de ) : در پايان كوچهء معروف « ته ده » ( پايين شهر ) ميدان كوچكى وجود داشت كه چند كوچه از آن به شمال و جنوب و شرق و غرب منشعب مىشد . در گوشهء شمال غربى اين ميدان و در جنوب مسجد جامع اين محلّ پايابى بود كه بهنام آن كوچه و محلّ معروف بود و از پاياب قبلى بيشتر مورد استفاده قرار مىگرفت چون آب « كوشه » ( عباسآباد ) هميشه از آن مىگذشت . اين پاياب چند پلّهء عريض به پايين مىخورد و حوضى كه در آن اختصاص به شستن مردگان داشت در پايان آن بود نه در مظهر قنات . اين پاياب نيز متروك و در آن بسته است . يادداشت - در اين هر دو پاياب صفّهاى وجود داشت كه دو تختهء دراز و پهن در آن ديده مىشد . از اين دو تخته يكى ويژهء شستن مردگان بود و به آن « تختهء تمشو » « 1 » ( تختى تمشو taxtey
--> ( 1 ) . « تختهء تمشو بود آن تختهاى كه مردهشو * مرده را بر روى آن مىشويد از پا تا به سر " نصاب صبوحى " - بيت 103